یک سال پس از جنگ؛ تداوم اثرات تروما، آوارگی و مشکلات اقتصادی بر سلامت روان
پژوهشها نشان دادهاند که عوامل استرسزای مرتبط با جنگ، مانند از دست دادن عزیزان در شرایط آسیبزا، آوارگی اجباری و اختلال در درآمد، با بروز علائم حاد سلامت روان مرتبط هستند. با این حال، اطلاعات محدودی درباره نحوه تغییر و تداوم این علائم در طول زمان و در شرایط جنگهای طولانیمدت وجود دارد. در ادامه مطالعات ۹۰ روزه پیشین، این پژوهش روند تغییرات علائم بالینی و «آسیب اخلاقی مبتنی بر احساس خیانت» را در طول یک سال پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ پس از آن در اسرائیل بررسی کرده است. فرضیه پژوهش این بود که افرادی که در معرض این عوامل استرسزا قرار گرفتهاند، یک سال بعد نیز سطوح بالایی از آشفتگی روانی و احساس خیانت را گزارش خواهند کرد.
روشها
در این مطالعه طولی چهارمرحلهای، ۱۰۵۲ نفر از افراد ۱۸ تا ۴۰ ساله ساکن شمال و جنوب اسرائیل ــ مناطقی که بیشترین تأثیر را از حمله ۷ اکتبر و جنگ مداوم دریافت کردهاند ــ مورد پیگیری قرار گرفتند. ارزیابیها در فوریه، مارس و مه ۲۰۲۴ و سپس در مارس ۲۰۲۵ انجام شد. علائم اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) به ترتیب با استفاده از مقیاسهای GAD‑7، PHQ‑9 و PC‑PTSD اندازهگیری شد. همچنین برای سنجش آسیب اخلاقی مبتنی بر احساس خیانت از زیرمقیاس «خیانت» در ابزار Moral Injury Events استفاده گردید. برای بررسی روند تغییر علائم و ارتباط آنها با عوامل استرسزای اولیه جنگ (از دست دادن عزیزان، آوارگی اجباری و کاهش درآمد) از مدلهای خطی آمیخته (Linear Mixed Models) استفاده شد.
یافتهها
در ابتدای مطالعه، ۷۵ درصد از شرکتکنندگان دستکم یک وضعیت بالینی محتمل در حوزه سلامت روان گزارش کردند. پس از ۱۲ ماه نیز میزان علائم همچنان بالا باقی ماند و ۶۶ درصد از افراد همچنان نشانههای قابل توجهی داشتند. مواجهه اولیه با فقدان آسیبزا، آوارگی یا کاهش درآمد با افزایش معنادار نمرات اضطراب، افسردگی، PTSD و احساس خیانت در تمام زمانهای اندازهگیری مرتبط بود (F=14.4–243.9، p<0.001). علائم افسردگی در طول زمان تقریباً ثابت باقی ماند، در حالی که نمرات مربوط به احساس خیانت به طور معناداری افزایش یافت.
نتیجهگیری
این مطالعه طولی یکساله نشان داد که مواجهه اولیه با عوامل استرسزای شدید ناشی از جنگ میتواند به تداوم سطوح بالای اضطراب، افسردگی، PTSD و آسیب اخلاقی مبتنی بر احساس خیانت منجر شود. نتایج این پژوهش بر تأثیرات روانی پایدار ناشی از تجمع دشواریهای مرتبط با جنگ تأکید میکند و ضرورت توسعه راهبردهای درمانی نوآورانه و پایدار را برای مقابله با پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت جنگهای طولانیمدت نشان میدهد.
کلیدواژهها:
جنگ؛ تروما؛ اضطراب؛ افسردگی؛ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛ آسیب اخلاقی مبتنی بر احساس خیانت؛ آوارگی.
https://doi.org/10.1016/j.psychres.2026.116953
ارسال نظر