اثرات روانی بلندمدت ناشی از تروماهای جنگی و مهاجرت: مطالعهای با رویکرد تحلیل پدیدارشناختی تفسیری در میان بازماندگان جنگ بالکان
جنگهای پس از فروپاشی یوگسلاوی موجب آوارگی گسترده، خشونت و رنجهای روانی طولانیمدت در میان غیرنظامیان شد. اگرچه واکنشهای بالینی به تروماهای ناشی از جنگ و تجربه پناهندگی بهطور گسترده مورد مطالعه قرار گرفتهاند، اما درباره اینکه بازماندگان چگونه دههها بعد به این رویدادها معنا میبخشند و اینکه تروما و مهاجرت چگونه همچنان بر هویت، روابط و سلامت روان آنان تأثیر میگذارد، اطلاعات کمتری وجود دارد.
هدف
این مطالعه پیامدهای روانشناختی بلندمدت جنگ و مهاجرت را در میان بازماندگان غیرنظامی جنگهای بالکان که در جمهوری چک اسکان یافتهاند بررسی میکند و بهویژه به فرایندهای معنابخشی به این تجربهها در دهههای پس از وقوع آنها توجه دارد.
روش
در این پژوهش از روش تحلیل پدیدارشناختی تفسیری (Interpretative Phenomenological Analysis) استفاده شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با چهار بازمانده غیرنظامی بزرگسال جنگهای بالکان گردآوری شد؛ افرادی که همگی تجربه مهاجرت و اسکان طولانیمدت در کشور دیگری را داشتهاند.
یافتهها
شرکتکنندگان زندگی در دوران جنگ را تجربهای همراه با انزوا و تمرکز بر بقا توصیف کردند. آنان بر نقش روابط نزدیک، حفظ روالهای روزمره و مرحله رشد فردی در نحوه تحمل آن دوران تأکید داشتند. دههها پس از جنگ، بسیاری از آنها همچنان سطحی از هوشیاری دائمی، تأملات اخلاقی و پرسشهای وجودی را گزارش کردند؛ در عین حال نشانههایی از رشد پس از سانحه نیز مشاهده شد.
مهاجرت از دیدگاه آنان فرایندی طولانی و دگرگونکننده بود که هویت فردی و رابطه آنان با ریشههای فرهنگی را بازتعریف کرده است. همچنین اثرات بیننسلی این تجربهها نیز مطرح شد؛ بهگونهای که شرکتکنندگان درباره انتقال برخی راهبردهای بقا و نگرشها به فرزندان خود سخن گفتند.
نتیجهگیری
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که تروماهای جنگی و تجربه مهاجرت رویدادهایی مجزا و محدود به زمان نیستند، بلکه فرایندهایی طولانیمدت و رابطهمحور هستند که در طول زندگی افراد تداوم مییابند. این دیدگاه میتواند درک روانشناختی از مسیرهای تروما، بازسازی هویت و سازگاری بیننسلی پس از جنگ را گسترش دهد.
https://doi.org/10.1186/s40359-026-04033-3
ارسال نظر